یکی اون قدر مرده که بعد این همه سال، هنوز از فکر جنایت سربازای عراقی در حق دخترها و زنهای مرز نشین چشماشُ خون می گیره.
یکی اون قدر نامرده که به دختر 11 ساله ی وطن خودش رحم نمی کنه...آخ!

- ۰ نظر
- ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۴۰
یکی اون قدر مرده که بعد این همه سال، هنوز از فکر جنایت سربازای عراقی در حق دخترها و زنهای مرز نشین چشماشُ خون می گیره.
یکی اون قدر نامرده که به دختر 11 ساله ی وطن خودش رحم نمی کنه...آخ!
وقتی حالش خوب باشد
کولی ام می دهد و مرا دور تا دور خانه می چرخاند
فوتبال دستی می زنیم
می بَرَدَم پارک،تاب و سرسره و هرچه فکرش را بُکُنی
وقتی حالش بد باشد
پرتم می کند توی حمام
من آب بازی می کنم
او داد می زند
وقتی حالش بد باشد
.
.
.
بازهم دوست داشتنی است.
هنوز برای راه رفتنم دستهای تو را لازم دارم بابا.